سكوتي به رنگ چشماي تو

دلم مي خواهد

دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور دیگر!
جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد !
یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم !
دلم می خواهد نامت را صدا کنم !
یک طور که دلت قرص شود که من هستم ,
یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی …!
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان 1391 ساعت 17:43 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(1)


به بلندا بنگر

کسي مي گويد:
سر خود بالا کن، به بلندا بنگر.
به بلنداي عظيم، به افق هاي پر از نور اميد
و خودت خواهي ديد و خودت خواهي يافت خانه ي دوست کجاست...
خانه دوست در آن عرش خداست
خانه ي دوست در آن قلب پر از نور خداست
و فقط دوست، خداست.

+ نوشته شده در پنج‌شنبه 04 آبان 1391 ساعت 08:45 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(1)


post

+ نوشته شده در جمعه 14 مهر 1391 ساعت 19:54 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(0)


post

وقتي زن ميگويد دلم برايت تنگ شده....
يعني دوستت دارد....
اگر بگويد دوستت دارد يعني دلش برايت تنگ خواهد شد...
جمله ي "دلم برات تنگ شده" ...
براي زن عميق تر از تمام اقيانوس ها ست...

+ نوشته شده در جمعه 14 مهر 1391 ساعت 19:54 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(1)


كاكتوس

دوست داشتنِ کسي که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردنِ کاکتوس مي مونه
هر چي محکم تر بغل کني
بيشتر آسيب ميبيني ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت 21:31 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(1)


post

هه...دنياي مجازي...
انتظار واسه اومدن جواب پي ام...
خلاصه شدن احساسات تو چندتا شکلک...
انتظار واسه اين که ببيني طرف کي آنلاين ميشه...ديگه واي به حال وقتي که مخفيه..
ما که ازش گذشتيم...
دنياي حقيقي رو بيشتر ترجيح ميدم...

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت 21:27 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(0)


هيچ كس

وقتي يه آدم ميــــــــگه ،
هيچ کس منو دوســــــــت نداره
منظورش از هيچ کــــس ،
يک نفــــــــر بيشتر نيست…
همون يه نفري که براي اون همه کســــــــه…

+ نوشته شده در شنبه 08 مهر 1391 ساعت 21:06 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(0)


دوست مجازي

تو را"دوست مجازي" خطاب ميکنند...اما تو آنسوي صفحه ي مونيتورت،آدمي"واقعي"هستي...تو خيلي راحت ميتوني تمام احساستو پشت يک :دي مخفي کني...اما وقتي که برام از غصه هات مي نويسي،من به عنوان يک دوست برات وقت ميذارم....اصلامهم نيست که اينجا"مجازي"هستي،مهم نيست که ما تا حال صداي هم را نشنيده ايم وکيلومترها ازهم دوريم..من از توبعنوان"دوست واقعي"يادميکنم و برايت شادي وسلامتي آرزودارم....هرکجا که باشي...

+ نوشته شده در جمعه 07 مهر 1391 ساعت 09:48 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(3)


خدايا!

نه انقدر پاکم که مرا کمک کني ...
و نه انقدر بدم که رهايم کني ...
ميان اين دو گم شده ام و هم خود و هم تو را ازار مي دهم
هرچه تلاش کردم نتوانستم آني شوم که تو مي خواهي
و هرگز دوست ندارم آني شوم که تو رهايم کني ...
که آنقدر تنها هستم که بي تو يعني هيچ ... يعني پوچ...
خداوند تنهاست...
هيچکس نفهميد که خداوند هم تنهاييش را فرياد ميزند ...

+ نوشته شده در جمعه 07 مهر 1391 ساعت 09:36 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(0)


يا امام رضا

+ نوشته شده در جمعه 07 مهر 1391 ساعت 09:33 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(0)