سكوتي به رنگ چشماي تو

هه


 خسته شدم از خودم از همه از ميز محكمه

 

بعضي وقتا دلم به حال خودم ميسوزه

ديروز براي خودم گريه كردم

شايد من ديوووووونم

خدايا كسيو ندارم باهاش حرف بزنم....

 

سردرد و چشم درد

بعد از گريه

حسابي حالمو جا مياره

مخصوصا چشم دردش

فقط

مزيتش

اينه كه ارومم مي كنه

 

 

مي خوام ديگه گريه نكنم

 

يه جاييم درد مي كنه  كه خودمم نميدونم......

 

خيلي سخته در برابر حرف زور سكوت كني 

 

دوباره اين بغض هاي لعنتي اومده سراغم

 

دلم براي يك خيلي تنگ شده

نجمه...

نجمه سابق...

 



 

دلم يه صداقت و راست گويي خودم مي سوزه

دلم  به سادگيم مي سوزه..

 

 

]

 

هيچ وقت

هيچ كس

هيچ كجا

منو درك نكرد

هميشه فكر مي كردم

خدا منو درك مي كنه

ولي خدا كه ادم نيست

 دختر هم نيست ...

 

 

چه قدرگريه خوبه

 

يه چيزي ازارت ميده

وقتي گلو درد باشي

بغض هم بيا سراغت

گلوتو بن بست مي كنه

 

اين روزا

ديگه با اهنگ هم

حال نمي كنم ...

 

 

 


 

 

 

 

 


 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه 07 مهر 1391 ساعت 09:31 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(0)