زن كه باشي ترس هاي كوچكي داري
زن که باشی ترس های کوچکی داری !
از کوچه های بلند ، از غروب های خلوت
و از خیابان های بدون عابر می ترسی !
...
از صدای موتورسیکلت ها و دوچرخه هایی که بی هدف...
در کوچه پس کوچه ها می چرخند ، می ترسی !
از بوق ماشین هایی که ظهرهای گرم تابستان ...
جلوی پاهایت ترمز می کنند
و تو فقط چهره ی آدم هایی را می بینی
که در چشم هایشان حس نوع دوستی موج می زند....!
زن که باشی ترس های کوچکی داری ،
به بزرگی همه ی بی عدالتی هایی که ...
به جرم زنانگی محکومت می کنند ...
و همیشه این تویی که مقصری !
نظرات شما عزیزان:
وقتـــــے بـه عَقب بَر میگردے
مُتوجـه میشے کـه جــــــاے بَعضیـــا
الـان کـه توُ زندگیت خالــــــے نیست هیـــــچ …
اون موقعشَمـ زیـــــــــــادے بوده … !!!
مُتوجـه میشے کـه جــــــاے بَعضیـــا
الـان کـه توُ زندگیت خالــــــے نیست هیـــــچ …
اون موقعشَمـ زیـــــــــــادے بوده … !!!
شاید از مد افتاده باشد
شاید دیگر اندازه ام نباشد
اما همچنان عطر خاطره میدهد پیراهنی که روی شانه هایش اشک ریخته ای..
خیلی خیلی زیبا بود ...gif)
.gif)
شاید دیگر اندازه ام نباشد
اما همچنان عطر خاطره میدهد پیراهنی که روی شانه هایش اشک ریخته ای..
خیلی خیلی زیبا بود ..
.gif)
.gif)