سكوتي به رنگ چشماي تو

من خسته است ...

بايدخودم را ببرم خانه!

بايد ببرم صورتش را بشويم...

ببرم دراز بكشد...

دلداريش بدهم،كه فكر نكند...

بگويم نگران نباش مي گذرد...

بايد خودم را ببرم بخوابد...

من خسته است...


+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور 1391 ساعت 19:11 توسط sokootecheshat |  ارسال نظر(1)